عشق افسانه نیست
او که عشق را افرید دیوانه نیست
عشق ان نیست که کنارش باشی
عشق ان است که بیادش باشی
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت 13:42  توسط آیدا
|
دریای بیکران
او که عشق را افرید دیوانه نیست
عشق ان نیست که کنارش باشی
عشق ان است که بیادش باشی
امروز من دل خسته تر پیشم نمیدانم ز چه می گویم و به کجا در حال حرکت هستم نه چیزی را نمیدانم گاه یک گل دوای درد من و گاه آرزو میکنم ای کاش فنا شوم گاهی نمیخواهم بمیرم چون میدانم که آن دنیا هم جایگاهی ندارم به هر حال نمیخواهم باشم دوست دارم به سفری بروم یک سفری دور آن قدر دور که هیچ کس مرا نبیند میخواهم تنها باشم میخواهم تنهای تنها باشم ! من با وجود این همه غصه اغلب طنز مینویسم کاریکاتور میکشم وسعی میکنم دیگران را شاد نگه دارم چون حس میکنم شاید این هم راهی برای شاد سازی باشد.
زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش تا بیکران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.